سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

307

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

9 - كتاب النجوم : داود بن كثير رقى از حضرت امام صادق عليه السّلام نقل كرد كه آن حضرت فرمود : زماني كه امام حسن بن علي عليه السّلام با معاوية مصالحه كرد ، در پاى درخت خرمايى نشستند . معاوية گفت : اى أبا محمد من شنيده‌ام رسول خدا صلَّى الله عليه وآله مقدار خرما را تخمين مىزد آيا از آنچه رسول خدا داشت شما هم اطلاع دارى ؟ چون شيعيانتان گمان دارند از علم شما چيزى نه در زمين ونه در آسمان دور نمىماند . امام حسن عليه السّلام فرمود : كه رسول خدا پيمانه را تخمين مىزد ومن تعداد آن را تخمين مىزنم معاوية گفت : تعداد خرماى اين درخت چقدر است ؟ فرمود : چهار هزار وچهار خرما دارد ، معاوية دستور داد آن خوشه‌ها را بريدند وخرماى آن را شمارش كردند چهار هزار وسه خرما شد امام حسن عليه السّلام فرمود : به خدا ، نه دروغ گفته‌ام ونه به من دروغ گفته شده است ونگاهى كرد وديد خرمايى در دست عبد الله بن عامر بن كريز است . 10 - عدد : گفته شده كه مردى در محفل مقدس حضرت امام حسن بن علي عليه السّلام حضور يافت وعرض كرد : اى فرزند أمير مؤمنان ترا به خدايى سوگند مىدهم كه به شما اين نعمت را عطا فرمود بىآنكه در اين خصوص شفيعي از جانب تو از خدا پى گير آن باشد بلكه أو خود آن را به تو انعام كرده است كه از دشمنم انتقام مرا بگيرى ، دشمن من بىدادگرى ستمكار است ، احترام به پيرمردان را ملاحظه نمىكند وبر أطفال صغير رحم نمىنمايد . امام حسن كه تكيه كرده بود راست نشست وبه أو فرمود : دشمن تو كيست ؟ تا از أو برايت دادخواهى كنم ؟ جواب داد : فقر ونادارى . امام مجتبى عليه السّلام لحظاتى سر به زير انداخت وسپس سر مبارك را بلند كرد وبه خادمش فرمود : هر چه موجود است حاضر كن ، أو پنج هزار درهم آورد فرمود : آنها را به وى بده سپس به آن مرد فقير فرمود : به حق اين سوگندى كه برايم قسم دادى هر موقع دشمنت ظالمانه به سويت آمد پيش من بيا واز من تظلم كن .